چیزی از شب نگذشته که زنگ می زند . حال و احوالی دست و پا شکسته که معلوم است زودتر می خواهد برود سر اصل مطلب . از همکلاسی دخترشان راحله می گوید که هم ، مدرسه خوبی می رود و هم ، جای خوبی می نشینند . و اینکه آن همکلاسی این روزها ، حال و روز خوبی ندارد ؛ پدرش به طور وحشتناکی ورشکست شده و در این مدت تمام - تمام ! - زندگی را فروخته اند به گونه ای که تنها سه چهار چیز از کل زندگیشان باقی مانده است : یک یخچال و فرشی و ... .
سهیلا خانوم خیلی تلاش می کند بغضش نشکند وقتی از آن خانواده می گوید و اینکه خودشان و دوستان همسرش در این مدت تلاش زیادی کرده اند تا جلوی فاجعه بارتر شدن این مصیبت را بگیرند . رضایت بعضی طلبکارها را گرفته اند و از بعضی مهلت بیشتر خواسته اند و یکی از آنها که یک ماه وقت داده برای 20 میلیون که تا حالا با کمک دوستان و آشنایان و همسرانشان 4/5 میلیونش را جور کرده اند و مانده اند برای بقیه ای که بیست و یکی دو روز دیگر از آن یک ماه باقی نمانده است .

می گوید : همکلاسی راحله که ظاهراً پیشتر وضع خوبی داشته اند ، گفته است خسته شده از بس ، حتی شامها هم نان و چایی می خورد و غمی که در هیچ ساعتی از مدرسه رهایش نمی کند .
پیش خودم تصور می کنم سختی برای این زندگیها دیرپاتر و منفی تر از سختی زندگیهایی است که از ابتدا بر نداری و تنگدستی بنا شده است و فکر می کنم حکایتی از یکی از اولیای خدا هم خوانده باشم که کیسه های برنج شبانه را ابتدا به خانه کسانی می برد که وضع خوبی داشتند و الان ورشکست و دچار مشکل شده اند .
امروزم را گذاشته ام برای اینکه در حد توانم به خوبانی که اینجا و آنجا می شناسم رو بیندازم ، تا شاید اگر خرده آبرویی دارم ، در آستانه عید ولایت ِ امام مظلومان علی "علیه السلام" در این راه خرجش کنم و احساس می کنم دوستانی که مرا می شناسند و حداقل ، در صداقت من شکی ندارند به این خیرخواهی جواب مثبت خواهند داد.
ای که دستت می رسد کاری بکن
پیش از آن ، کز تو نیاید هیچ کار
یا علی
توضیح : در پی سؤالات دوستان ، نیکوکاران محترم می توانند کمکهای نقدی خود را به کارت شماره 6393461000072989 بانک سینا به نام خانوم سهیلا مهدی پور ( از شاگردان سه دهه اخیر حاج آقا مجتبی تهرانی ) واریز کنند. ایشان متولی حل این مشکل شده اند . شماره حساب دیگری نیز آخر شب یا فردا در اینجا ذکر می کنم .




